
ناصر چشم آذر دی ماه 1329 در اردبیل دیده به جهان گشود. او از پنج سالگی به همراه خانواده به تهران می آیند و در سایه تعلیمات پدر ،مرحوم اسماعیل چشم آذر از نوازندگان بنام موسیقی آذربایجان شروع به یادگیری موسیقی می نماید.
او در کودکی ساز آکاردئون را بر می گزیند و همراه آن تئوری های موسیقی را نیز فرا می گیرد.
علاقه او به موسیقی و استعداد زیاد او سبب می گردد که از 12سالگی به همراه پدر وارد ارکستر آذربایجانی رادیو ایران شود .در 13 سالگی جایزه اول رشته آکاردئون زنی در ناحیه های دبیرستانی را بدست می آوردو تا16 سالگی در اداره کل هنرهای زیبای کشور از طریق موسیقی های فولکلوریک-ارمنی-آسوری و ایرانی به فعالیت می پردازد.
پس از آن برای برگزاری کنسرت با خواننده های وقت به امارات عربی می رود.
در 17 سالگی به عراق رفته و کنسرتی را برای سفارت ایران در عراق رهبری می نماید.
از18 سالگی سفرهایش به کشورهای اروپایی با رهبری کنسرت گوگوش توأم می گردد.
دو سال بعد به آمریکا رفته و موفق به گذراندن دوره فشرده موسیقی jazz می گردد.
با بازگشت به ایران سرپرستی ارکستر شوی تلویزیونی پرویز غریب افشار را بر عهده می گیرد و با ارکسترهای مختلف در رادیو و تلویزیون به عنوان سرپرست همکاری می نماید.
در ایران در محضر اساتید بزرگ همچون مرتضی حنانه و شادروان دکتر ملک اصلانیان به شاگردی می پردازد و همزمان تعلیم ارکستراسیون و هارمونی وسازشناسی اقدام می نماید،در 25سالگی قطعه بی کلام چهار مضراب استاد ابوالحسن صباکه قطعه ای کاملأ مدرن و ترکیبی از موسیقیjazz وفضای کاملا ایرانی می باشد را تدارک می بیند(این کار هنوز پخش نشده است).
در سال 1357 برای ادامه تحصیلات موسیقی مجددا راهی آمریکا شده و دوره موسیقی فیلم و jazz را به مدت 5سال فرا می گیرد.
وی به گواه آثارش یکی از برجسته ترین چهره های موسیقی چند دهه اخیر به شمار می رود و آثارش با خوانندگان مطرح قبل انقلاب فصلی نوین در تاریخ آهنگسازی ایران گشوده و در مقام تنظیم کننده با آهنگسازان بنامی چون پرویز اتابکی ،صادق نوجوکی،جهانبخش پازوکی،.حسن شماعی زاده ،سیاوش قمیشی ودیگران صدها ترانه را با تنظیم نوین خود جاودان نموده است.
وی پیشگام ورود و رواج سازهای الکترونیکی به ایران می باشد و تلفیق درخشان و هنرمندانه این سازها با موسیقی ایرانی او چهره ای متمایز در موسیقی به جای گزارده است .
زبان گویای آثار او و تلفیق موسیقی و روح انسان از او آثاری فرا زمینی بجای نهاده که نگرشی متفکرانه از هستی نشان می دهد.
وی درنهم اردیبهشت1363باعشق به وطن باز می گرددوادامه فعالیت های خود رادرایران آغازمی نماید.پس از بازگشت چشم آذر به ساخت موسیقی فیلم می پردازد وچندین اثر جاودان خلق می نماید
منبع: سایت رسمی استاد ناصر چشم آذر
آلبوم بیکلام استاد ناصر چشم آذر به نام ( باران عشق ) رو براتون گذاشتم امیدوارم لذت ببرین چون من واقعا با این آلبوم و آهنگ هاش زندگی کردم و می کنم ![]()
( همین آهنگیه که رو وبلاگ پخش میشه البته آلبوم کاملش )
![]()
دانلود آلبوم باران عشق استاد چشم آذر
![]()
نظر استاد در مورد آلبوم باران عشق :

زندگی «میرزاده» نمونهٔ كامل سرگذشت فردی است كه، تقریباً از پایینترین سطوح جامعه آغاز كرد و در موسیقی به درجات بالای استعداد رسید. او متولد «كرمانشاه» است. شهری كه در آن با اهل موسیقی به شیوهٔ خوشایندی رفتار نمیشود. در خانوادهٔ او به طور مطلق موسیقی وجود نداشت. میرزاده كه از كودكی عاشق موسیقی بود، از پشت در خانهٔ همسایه كه رادیو داشت بدون خستگی ساعتها به رادیو گوش فرا میداد و لحظاتی كه موسیقی پخش میشد از آن استفاده میكرد. كمی بعد به اتفاق خانواده به ایلام غرب رفت. ایلام از حیث جغرافیایی یك بنبست بود و در آن زمان، فرهنگی روستایی داشت. در آنجا راهی برای پیشرفت وجود نداشت: «برای اولین بار چند نعلبكی و بشقاب را كنار هم میگذاشتم و سعی كردم با به صدا در آوردن آنها، موسیقی تولید كنم. وقتی ناامید میشدم، همین كار را با یك قطعه كش انجام میدادم. در كلاس، تیغهای صورتتراشی را بهطور كوتاه و بلند، به نحوی كه هیچ یك از تیغها به یك اندازه نباشند، به بدنهٔ نیمكت فرو میبردم. به این ترتیب، هر تیغ صدایی تولید میكرد كه با صدای دیگری فرق داشت. پس از مدتها تمرین موفق شدم با این تیغها ملودی تولید كنم. این زحمات ابتدایی كماكان ادامه داشت تا اینكه یك «فلوت» به دستم افتاد. آن فلوت تمام شبها و روزهای مرا اشغال كرد. مدتها گذشت تا فقط توانستم صدای آن را در بیاورم.» شاید چنین تصور شود كه ذكر چنین جزئیاتی به موسیقی فیلم ارتباط ندارد، اما با یادآوری این جزئیات قصد دارم نشان دهم یك هنرمند ایرانی با چه وضع مصیبتبار و اسفانگیزی دست به گریبان است. آهنگسازان غربی، بیهیچ استثنا، با برخورداری از حداكثر امكانات، به سادگی در كنسرواتوارها و مجتمعهای بزرگ موسیقی به تحصیل میپردازند و راحت، مدارج عالی موسیقی را طی میكنند. در حالی كه آهنگساز ایرانی برای به دست آوردن یك ساز، باید بند بند تنش را زیر سیل سهمگین حوادث بیندازد. از طریق توجه به این جزئیات است كه میتوان فهمید چرا در ایران موسیقیدانهایی مثل چایكوفسكی و یا دست كم برنشتاین به وجود نیامده است. « ... دیگران با پدرم به مخالفت برخاستند و او را تشجیع كردند كه از كارهای شرمآور من جلوگیری كند. گویی من اجتماع را به جنگ طلبیده بودم. پدرم همیشه با من جرّ و بحث داشت و با انواع و اقسام اعمال، موجبات آزار مرا فراهم میكرد تا شاید دست از موسیقی بردارم و آبروی او را در شهر حفظ كنم.» میرزاده به هر ترتیبی كه بود انبوه مشكلات را تحمل كرد تا اینكه برادر بزرگترش تصادفاً یك سنتور خرید: «... یكی دو ماه اول سعی كرد قطعاتی با آن بنوازد، ولی موسیقی شور و عشق میخواهد. اگر شعلهٔ موسیقی در دل نباشد، ور رفتن با ساز، انسان را به كلی خسته میكند. برادرم همین كه یكی دو ماه با سنتورش كلنجار رفت و متوجه شد كاری از پیش نمیبرد، دست از تلاش برداشت و ساز را به حال خودش گذاشت. من از فرصت استفاده كردم و ساز را بهعنوان امانت از او گرفتم. (این ساز دیگر به او برنگشت). من بدون هیچ معلم و آموزشی، با هر جانكندنی كه بود با شب نخوابیدنهای بسیار، نواختن سنتور را فرا گرفتم و اولین كسی بودم كه در ایلام به نواختن ساز اقدام كردم.» به این ترتیب، «میرزاده» نهتنها بر خود.............!! بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
-----------------------------------------------------------------------------------------
خوب دوستان با این پست می خوام مطالب مربوط به استاد میرزاده رو تموم کنم هر چند مقام استاد میرزاده با هزاران کتاب نیز به وصف نمی آید . یاش گرامی- روحش شاد . ![]()
![]()
اینم دو آهنگ دیگر از استاد میرزاده
آهنگ اول یا صدای استاد عزیز شاهرخ و سولوی ویلن استاد میرزاده
آهنگ دوم با صدای استاد عزیز شاهرخ و سولوی ویلن استاد میرزاده
دوستان امروز ۲ آهنگ دیگر از استاد میرزاده رو واستون گذاشتم .
آهنگ اول : تو آلبوم روناک استاد عزیز شاهرخ هستش
![]()
![]()
آهنگ دوم : آهنگ دریاچه قو که استاد میرزاده با ویلن زده که اصلیت این آهنگ اثر ( Tchaikovsky ) و کلاسیک هست . دانلود کنید و به نبوغ استاد میرزاده پی ببرید واقعا عالیه .
![]()
![]()
مطلبی در مورد استاد بزرگ مجتبی میرزاده

حال بجاست خاطرهای از وی نقل کنم. در مهمانی میزبان موسیقی زیبایی گذاشت که من متوجه شدم که این موسیقی باید ساخته یک ایرانی باشد. در حالی که دیگر مهمانان میگفتند خیر این آهنگساز روسی یا خارجی است. من با اطمینان گفتم اینن آهنگساز قطعاً ایرانی و مرجحاً میرزاده است. زیرا کمانچهای در اثر بود که من ذهنم به وی معطوف شد. منتها من چون موسیقی را قبلاً نشنیدم، نتوانستم اظهارنظر قاطع کنم. به همین خاطر، گفتم چه خوب است که با خود میرزاده در میان بگذاریم. با وی تماس گرفتیم کمی افسرده حال بود. برای وی موسیقی را گذاشتیم وی گفت: بله! کاری از من است. موسیقی فیلم دالاهو است. تعریف میکرد من یکبار صبح رفتم استودیو در اتاق فرمان استودیو نشستم و فیلم را دیدم به صورت بداهه این موسیقی را ساختم. میگفت عمده سازهای ارکستر را خودم زدم تا جایی که تبدیل به یک ارکستر بزرگ شده بود! یکی از ویژگیهای میرزاده این بود که همواره در پشت صحنه کارهای هنری میکرد.
در اینجا بجاست به حلقهای اشاره کنم که در کنار میرزاده، رشد قابل توجهی در عرصه موسیقی داشتند. بابک بیات در همان سالها به ما پیوست، وی ابتدا خواننده و سپس به تشویق من آهنگساز بزرگی شد. از سویی ایرج جنتی عطایی ترانهسرایی را با ساخت ترانه برروی آهنگهای بنده آغاز کرد.
بگذریم. اما من میرزاده را یک نابغه و به عبارتی موتزارت موسیقی ایران میدانم. زیرا موتزارت هیچگاه پشت پیانو آهنگسازی نکرد. همان لحظه اجرا به وی الهام میشد. به عنوان نمونه موسیقی کوچک شبانه، موسیقی است که موتزارت در مصاحبهای گفته بود: من وقتی پشت ساز نشستم، یکدفعه این آهنگ به ذهنم خطور کرد. مجتبی میرزاده در حال و هوای ایرانی همین شرایط را داشت. البته با توجه به محدودیتهایی که وی در زندگی داشت، نتوانست آن نبوغ خدادادی را اعمال کند. موتزارت در عنفوان جوانی فوت کرد و میرزاده هم در اوج پختگی در سنین میان سالی فوت کرد. واقعاً حیف و صد حیف که چنین هنرمندی را از دست دادیم. یادش گرامی

دوستان عزیز اینم شاهکاری دیگر از استاد بزرگ مجتبی میرزداه

قطعات لری 02 ( کمانچه : استاد میرزاده )
قطعان لری 01 ( کمانچه : استاد میرزاده )


دوستان اینم دوتا ویدیو باحال از استاد بزرگ مجتبی میرزاده به نام ( مرا ببوس و برگ خزان )
به علت زیاد بودن حجم فایل ها برای دانلود حتما از دانلود منیجر استفاده کنید
![]()
از جلو : از راست به چپ : استاد علی رحیمیان - مرحوم استاد میرزاده - پشت سر : ارسلان کام کار - ارزم
سلام دوستان چند تا آهنگ از استاد میرزاده رو براتون گذاشتم که تو آرشیو خودم بودند . حیف اومد واستون نذارم و فعلا هم می خوام بحث و آهنگا رو به استاد میرزاده اختصاص بدم و بعدا سراغ یک هنر مند دیگه برم .
آهنگ ها رو در زیر دانلود کنید :![]()

۱- خواننده شیرکو ( سولوی ویلن استاد میرزاده ) ![]()
۲- جمشید عزیز خانی ( سولوی ویلن و آهنگ سازی استاد میرزاده ) ![]()
۳- جمشید عزیز خانی ( سولوی ویلن و آهنگ سازی استاد میرزاده ) ![]()
4- جمشید عزیز خانی ( سولوی ویلن و آهنگسازی استاد میرزاده )

لیست بخشی از فیلم هایی که استاد آهنگ سازی کردن رو در ادامه مطلب ببینید . ( کل آهنگ سازی فیلم های استاد ۸۶ فیلم است )
مجتبى میرزاده متولد ۱۳۲۴ کرمانشاه دوران کودکى و نوجوانى خود را در فضایى سرشار از ترانه و نغمه و موسیقى که توسط رادیو همسایه شان ایجاد شده بود، گذراند. صداى ساز مهدى خالدى و پرویز یاحقى به ویژه در هنگام تک نوازى «سلو» بر او تاثیرى فراتر از صداى ساز دیگر هنرمندان داشت. به دلیل کمبود امکانات و تنگناهاى مادى با استفاده از وسایل آشپزخانه مثل بشقاب و نعلبکى و با زدن ضربه بر روى لبه آنها ذوق موسیقایى و شعور هنرى خود را تقویت مى کرد، بعدها با خریدن نى لبک و سپس با استفاده از سنتور برادر و کوشش فراوان و در نهایت آشنایى با استاد حسن کامکار به حدى از نوازندگى رسید که بتواند در رادیو سنندج نوازندگى کند، در کرمانشاه با خوانندگانى مثل حسن زیرک، مظهر خالقى، هاشم ربیعى و خوشنوا به اجراى برنامه پرداخت. در سال ۱۳۴۶ به تهران آمده و خودآموخته نت را از روى کتاب ضیاء مختارى فرا مى گیرد. در سال ۱۳۴۷ در رادیو تهران و پس از توفیق در آزمونى که توسط استاد مصطفى کسروى انجام مى پذیرفت به استخدام رادیو درآمد و همکارى ارکسترهاى نکیسا، فارابى و باربد آغاز نمود. تا سال ۱۳۴۹ همکارى با فرهنگ و هنر را زمینه فعالیت هاى خویش کرد. ساز تخصصى او کمانچه و ویولن، اما با سنتور و سه تار و... آشنایى کامل دارد. در کارنامه هنرى او تعداد زیادى آثار محلى «کردى _ لرى» و سنتى به همراه بیش از ۴۰ موسیقى فیلم به چشم مى خورد.

قطعه ارکستری کمانچه مجتبی میرزاده (آلبوم گلبانگ شجریان)
قطعه ارکستری ۱ - کمانچه مجتبی میرزاده (آلبوم گلبانگ شجریان)
قطعه شکفتن - تنظیم مجتبی میرزاده (آلبوم راز گل)
قطعه ضربی شوشتری - ویولون مجتبی میرزاده

مصاحبه با استاد را در ادامه مطلب مشاهده کنید .